تبليغاتX
سبز ِ کمى لجنی
لیلی

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين سجاده اش عبور کرد.مرد نمازش را قطع کرد و داد زد:

"هي!!! چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟"

مجنون به خود آمد و گفت:

"من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم، تو که عاشق  خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟"

منبع http://mgfree.blogfa.com/

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط مهدی براتی سده  |