| جمعه 12 تیر1388 ساعت: 10:2 | توسط:شیدا | ||||
| مردي صبح از خواب بيدار شد وديد تبرش ناپديد شده شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد براي همين تمام روز اورازير نظر گرفت متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد مثل يك دزد راه مي رود مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند پچ پچ مي كند آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض كند نزد قاضي برود و از او شكايت كند اما همين كه وارد خانه شد تبرش راپيدا كرد زنش آن را جابه جا كرده بود مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود حرف ميزند و رفتار مي كند | |||||
منبع:http://mgfree.blogfa.com/
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم این بار شکل در زدنم را عوض کنم
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من باید که قیچی چمنم را عوض کنم
پیراهنی به غیر غزل نیست در برم گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم
دستی به جام باده و دستی به زلف یار پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم
شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود باید تمام آن چه منم را عوض کنم
دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست وقتی که شیوه ی سخنم را عوض کنم
مرگا به من که با پر طاووس عالمی یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم
وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند باید چراغ مه شکنم را عوض کنم
عمری به راه نوبت خودرو نشسته ام امروز می روم لگنم را عوض کنم
تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد روزی هزار بار فنم را عوض کنم
با من برادران زنم خوب نیستند باید برادران زنم را عوض کنم
دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟ یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار مجبور می شوم کفنم را عوض کنم
اگر ببر به اندازه کافی احساس امنیت نکند ، از زاد و ولد خودداری می نماید.
پروانه ی قشنگم ! هیچگاه فراموش نکن که تو هم زمانی یک کرم ضعیف بودی .
اگر پرندگان به خود جسارت پرواز نمی دادند ..... هنوز در گروه خزندگان باقی می ماندند.
خفاش گرچه شب کور است ولی توانسته مدال بهترین شب پرواز را از آن خود کند ( نقص جسمی نمی تواند مانع پیشرفت ما شود ).
درخت وقتی می تواند شاد و سالم بماند که نوک زدن های دار کوب را تحمل کند.
سگ مهربان نیز ممکن است روزی هار شود.
شعار کانگورو تک فرزندی است.
اگر مگس بلند همتی را از زنبور عسل می آموخت و روی هر چیزی نمی نشست و فقط با گل های مهربان در ارتباط بود ، بی شک می توانست عسلی پاک و شفا بخش را تولید کند .
اگر کتک خوردن در تربیت موثر است ، پس چرا الاغ هنوز کودن مانده است ؟!
اگر بلبل صدایش را در بوق و کرنا نمی کرد ، هیچ گاه خودش را پشت میله های قفس طلایی نمی دید.
با توجه به اهمیت برگزاری همایش کشوری الفت با فیزیک در شهر سده
لنجان ، انجمن علمی شهر سده لنجان با همکاری اتحادیه انجمن های
علمی آموزشی معلمان فیزیک ایران در نظر دارد ویژه نامه همایش الفت با
فیزیک را بزودی در سطح کشور منتشر نماید. لذا از کلیه اساتید ،
مسئولین ، دبیران ، دانش آموزان و همشهریان محترم خواهشمند است
مطالب ارزشمند خود در خصوص این همایش (اهمیت ، نقد ، پیشنهاد ،
خاطره و.... )را به روابط عمومی شهرداری سده لنجان یا پست
الکترونیکی
baratisedeh@gmail.com ارسال تادر صورت امکان و پس از
ویرایش نسبت به چاپ و استفاده آنها در این ویژه نامه اقدام لازم انجام
شود .
* «اگر انسانها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معدهشان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
* «هیچ کاری برای انسان سختتر از فکرکردن نیست.»
* «علم زیباست وقتی هزینه ی گذران زندگی از آن تامین نشود.»
* «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود میآیند، نمیتوانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
* «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نهایستیم.»
* «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
* «به آینده نمیاندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
* «بهسختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یکنوع احساس مذهبی مخصوص بهخود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
* «خدا، شیر یا خط؟ نمیکند»
* «یک فرد باهوش یک مسئله را حل میکند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری میکند.»
* «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان میدهم که مشکلات من در این زمینه عظیمتر است.»
چگونه يك حديث، اينشتين را شگفتزده كرد؟
هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميدهاند.
«آلبرت اينشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله علمي خود با عنوان «دي اركلارونگ Die Erklarung» (به معناي بيانيه) كه در سال 1954 در آمريكا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را كاملترين ومعقولترين دين دانسته است.
اين رساله در حقيقت همان نامهنگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيتالله العظمي بروجردي است. اينشتين در اين رساله «نظريه نسبيت» خود را با آياتي از قرآن كريم و احاديثي از كتابهاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است كه هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميدهاند.
يكي از اين حديثها حديثي است كه علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اكرم (ص) نقل ميكند كه: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارك پيامبر به ظرف آبي ميخورد و آن ظرف واژگون ميشود. اما پس از اينكه پيامبر اكرم(ص) از معراج جسماني باز ميگردند مشاهده ميكنند كه پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است».
اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه «نسبيت زمان» دانسته و شرح فيزيكي مفصلي بر آن مينويسد. اينشتين همچنين در اين رساله «معاد جسماني» را از راه فيزيكي اثبات ميكند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عكس فرمول معروف «نسبيت ماده و انرژي» ميداند: E = M.C2 >> M = E /C2
يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره ميتواند عينا به تبديل به ماده و زنده شود.
اينشتين در اين كتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ «بروجردي بزرگ» ياد كرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ «حسابي عزيز» ياد كرده است.
اصل نسخه اين رساله اكنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري ميشود.
اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با كمك يكي از اعضاء شركت اتومبيلسازي بنز و به بهاي 3 ميليون دلار از يك عتيقهفروش يهودي خريداري كرد.
دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين كتابچه توسط خط شناسي رايانهاي چك شده و تأييد گشته است.
وسلام بر تمام ایرانیان عزیز
از تمام دانشمندان و دوستداراران علم خواهشمندم که مرا در تکمیل و پر بار کردن این وبلاگ یاری نمایند.

