تبليغاتX
کاشکی زودتر پائیز می شد
کاشکی زودتر پائیز می شد
نظر آزاد !
شنبه سیزدهم تیر 1388
با تشکر از ..... ...  
جمعه 12 تیر1388 ساعت: 10:2 توسط:شیدا
مردي صبح از خواب بيدار شد وديد تبرش ناپديد شده
شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد
براي همين تمام روز اورازير نظر گرفت

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد مثل يك دزد راه مي رود
مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند پچ پچ مي كند
آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض كند
نزد قاضي برود و از او شكايت كند

اما همين كه وارد خانه شد تبرش راپيدا كرد
زنش آن را جابه جا كرده بود
مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود
حرف ميزند و رفتار مي كند
چهارشنبه سوم تیر 1388
مادر ...  
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود، پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي، فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم.پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد. صبح سراغ مادرش رفت. وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت، ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.

منبع:http://mgfree.blogfa.com/

دوشنبه یکم تیر 1388
پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم.../ ناصر فیض ...  

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم                شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

 گاهی برای خواندن یک شعر لازم است              روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

 از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام               آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

 در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم                این بار شکل در زدنم را عوض کنم

 وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من                     باید که قیچی چمنم را عوض کنم

 پیراهنی به غیر غزل نیست در برم                     گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم

 دستی به جام باده و دستی به زلف یار                پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم

 شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود                    باید تمام آن چه منم را عوض کنم

 دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست                   وقتی که شیوه ی سخنم را عوض کنم

 مرگا به من که با پر طاووس عالمی                 یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

 وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند                    باید چراغ مه شکنم را عوض کنم

 عمری به راه نوبت خودرو نشسته ام                       امروز می روم لگنم را عوض کنم

 تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد                               روزی هزار بار فنم را عوض کنم

 با من برادران زنم خوب نیستند                                  باید برادران زنم را عوض کنم

 دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟                              یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

 ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار                             مجبور می شوم کفنم را عوض کنم

جمعه بیست و نهم خرداد 1388
جملاتی از کتاب" آموزشگاه من حیات وحش" ...  
آهوی عزیز !  مواظب باش خودت را به خاطر چشمان قشنگ و مشک خوشبویت به دام هوسبازان نیندازی. 
اگر ببر به اندازه کافی احساس امنیت نکند ، از زاد و ولد خودداری می نماید.
 
پروانه ی قشنگم !  هیچگاه فراموش نکن که تو هم زمانی یک کرم ضعیف بودی .
 
اگر پرندگان به خود جسارت پرواز نمی دادند ..... هنوز در گروه خزندگان باقی می ماندند.
 
خفاش گرچه شب کور است ولی توانسته مدال بهترین شب پرواز را از آن خود کند
( نقص جسمی نمی تواند مانع پیشرفت ما شود ).
 درخت وقتی می تواند شاد و سالم بماند که نوک زدن های دار کوب را تحمل کند.
 
سگ مهربان نیز ممکن است روزی هار شود.
 
شعار کانگورو تک فرزندی است. 

اگر مگس بلند همتی را از زنبور عسل می آموخت و روی هر چیزی نمی نشست و فقط با گل های مهربان در ارتباط بود ، بی شک می توانست عسلی پاک و شفا بخش را تولید کند . 
اگر کتک خوردن در تربیت موثر است ، پس چرا الاغ هنوز کودن مانده است ؟!
 
اگر بلبل صدایش را در بوق و کرنا نمی کرد ، هیچ گاه خودش را پشت میله های قفس طلایی نمی دید.

چهارشنبه بیستم خرداد 1388
کلام آخر ...  

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
...  

با توجه به اهمیت برگزاری همایش کشوری الفت با فیزیک در شهر سده

 لنجان ، انجمن علمی شهر سده لنجان با همکاری اتحادیه انجمن های
 
علمی آموزشی معلمان فیزیک ایران در نظر دارد ویژه نامه همایش الفت با
فیزیک را بزودی در سطح کشور منتشر نماید. لذا از کلیه اساتید ،

مسئولین ، دبیران ، دانش آموزان و همشهریان محترم خواهشمند است

مطالب ارزشمند خود در خصوص این همایش (اهمیت ، نقد ، پیشنهاد ،

خاطره و.... )را  به روابط عمومی شهرداری سده لنجان یا پست

الکترونیکی baratisedeh@gmail.com   ارسال تادر صورت امکان و پس از

ویرایش نسبت به چاپ و استفاده آنها در این  ویژه نامه اقدام لازم انجام

شود .

 

دوشنبه شانزدهم دی 1387
سوالات امتحان فيزيک۱وآزمايشگاه ...  
دوشنبه شانزدهم دی 1387
سوالات امتحان فيزيک2وآزمايشگاه دبيرستان ...  
چهارشنبه سیزدهم آذر 1387
بخشی از سخنان آلبرت اینشتین ...  
* «من نمیدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یک‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»

* «اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»

* «هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکرکردن نیست.»

* «علم زیباست وقتی هزینه ی گذران زندگی از آن تامین نشود.»
* «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»

* «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.»
* «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
* «به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
* «به‌سختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
* «خدا، شیر یا خط؟ نمی‌کند»

* «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.»

* «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.»

چهارشنبه هشتم آبان 1387
یه کم فیزیکی! ...  
 
  "توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"
 

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.
 
يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافهي طول فشارسنج خواهد بود."
 
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.
 
نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.
 
دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.
 
قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."
دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"
 
"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."
 
"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."
 
"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."
 
"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."
 
"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"
 
دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور ، فيزيکدان دانمارکي  بود.
 منبع : وبلگ آرامش طوفانی
 
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
نامه نگاري محرمانه اينيشتين به آيت الله بروجردي ...  
خبرگزاري ابنا:

چگونه يك حديث، اينشتين را شگفت‌زده كرد؟

هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميده‌اند.

«آلبرت اينشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمي خود با عنوان «دي اركلارونگ Die Erklarung» (به معناي بيانيه) كه در سال 1954 در آمريكا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را كامل‌ترين ومعقول‌ترين دين دانسته است.

اين رساله در حقيقت همان نامه‌نگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي است. اينشتين در اين رساله «نظريه نسبيت» خود را با آياتي از قرآن كريم و احاديثي از كتاب‌هاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است كه هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميده‌اند.

يكي از اين حديث‌ها حديثي است كه علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اكرم (ص) نقل مي‌كند كه: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارك پيامبر به ظرف آبي مي‌خورد و آن ظرف واژگون مي‌شود. اما پس از اينكه پيامبر اكرم(ص) از معراج جسماني باز مي‌گردند مشاهده مي‌كنند كه پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است».

اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه «نسبيت زمان» دانسته و شرح فيزيكي مفصلي بر آن مي‌نويسد. اينشتين همچنين در اين رساله «معاد جسماني» را از راه فيزيكي اثبات مي‌كند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عكس فرمول معروف «نسبيت ماده و انرژي» مي‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره مي‌تواند عينا به تبديل به ماده و زنده شود.

اينشتين در اين كتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ «بروجردي بزرگ» ياد كرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ «حسابي عزيز» ياد كرده است.

اصل نسخه اين رساله اكنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري مي‌شود.

اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با كمك يكي از اعضاء شركت اتومبيل‌سازي بنز و به بهاي 3 ميليون دلار از يك عتيقه‌فروش يهودي خريداري كرد.

دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين كتابچه توسط خط‌ شناسي رايانه‌اي چك شده و تأييد گشته است.
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
تصاویری از سیاهچاله ها ...  
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386
سوالات مسابقات آزمایشگاهی سال 85-86 ...  
شنبه یازدهم آذر 1385
بسم الله الرحمن الر حیم ...  
سلام برحضرت محمدوخاندان با عظمتش علیهم السلام
وسلام بر تمام ایرانیان عزیز
از تمام دانشمندان و دوستداراران علم خواهشمندم که مرا در تکمیل و پر بار کردن این وبلاگ یاری نمایند.